حرف های من

سروده ها و نوشته ها

چند کار  /شمال/مرداد93

(1) چراغ قرمز ماند/ و/ دخترک گلفروش خندید

 (2) رد شد / جریمه شد

(3) ماهیگیر / دست تکان می داد / وماهی / درقلاب می رقصید

(4) خوابید / دیگر بیدار نشد / ساعت دیواری .

(5) از دریا که برگشت / مهمان سفره ی شام شد / ماهی ..

(6) جنگل  / که خشکید / ویلایی / سبز شد..

(7) ماهی /  می گریخت / در تور...

(8) باد می خواند / و  / برگ می رقصید...

(9) درخت ایستاده بود / و / تبر ...

(10) غنچه تا خندید / پرپر شد...

(11) باران /  کاسه گدایی اش  / را پر کرد...

(12) تا دستش دراز شد / چراغ سبز شد...

(13) طوفان  / آخرین برگ کتاب درخت را / ورق زد...

جمعه 17 مرداد1393 | 20:42 | احمد فرجی | |

 

باز چشم واژه های من تر است                در سرودن ، من زبانم  ابتر است

« غزه » ذهنم را پریشان کرده است           شعر من از کربلایی دیگر است

چشم خون آلوده غزه ، راوی                        نخل های سرفراز بی سر است

درهجوم کرکسان هر گوشه اش                    قتلگاه مردمی بی سنگر است

بغض دارد درگلو ، حتی غزل                    سوگوار لاله های پر پر است

خوب می دانم که شعرم شعر نیست        شعر درد مردمی بی یاور است

شعر ، خون می گرید و بامن ، دلم         مرثیه خوان شهیدی بی سر است

در دل ویرانه ها ، هم ناله با                   کودکان زخمی و بی مادر است

++++

گرچه در این هجمه ی کودک کشی       چشم دنیا کور و گوشش هم کر است

دست های شوم غواصان مرگ               قصدشان صید هزاران گوهر است

می هراسد دشمن از ایمانتان                 خاکتان دیری ست عاشق پرور است

در مصافی این چنین ، دل هایتان             روشن از ایمان و عشق و باور است

+++

تا سحر راهی نمانده کودکم !                     فتح و پیروزی نوید داور است .     


برچسب‌ها: غزه, کودک, دشمن, باور, پیروزی
جمعه 17 مرداد1393 | 20:31 | احمد فرجی | |

سبحانک یا لااله الا انت

الغوث الغوث خلصنا من النار یارب

منزهی تو ای معبودی که جز تو نیست

فریاد فریاد برهان ما را از آتش ای پروردگار

«آمین یار رب العالمین »

دوشنبه 30 تیر1393 | 0:28 | احمد فرجی | |

                   خواب روزه دار ، عبادت ؛
                  خاموشی او تسبیح ؛
عمل وی پذیرفته شده ؛
و دعای او مستجاب است .
« امام جعفرصادق »
حلول ماه مبارک رمضان ، ماه رحمت و برکت و غفران مبارک
التماس دعا
یکشنبه 8 تیر1393 | 23:58 | احمد فرجی | |

 

ایران من

این خاک را من دوست دارم ، مادرم  ، اینجاست

ایران من ، این جان ، نه ، از  جان بهترم ، اینجاست

دراهتزاز پرچمش ، در باد ، می خوانم

میخانه ، ساقی ، باده ، حتّی ساغرم اینجاست

من دوست دارم مردم پاک و نجیبش را

در جنگ با زشتی ، پلشتی ،  سنگرم اینجاست

با شعرهای شاعرانش زندگی کردم

گنجینه های علم و عرفان ، گوهرم اینجاست

من با بهارش ، دل به پاییزی نمی بندم

تا  ریشه ها یم ، شاخه ها ، برگ وبرم اینجاست

در آسمان آبی اش ، شوق پریدن را

من دیده ام ، حس می کنم ، بال و پرم اینجاست  

وقتی که گندم زارها در باد می رقصند

چون رویش هر گندمش ، شور و شرم اینجاست

درکوچه هایش صبح تا شب عاشقی کردم

دلبسته ای این کوچه هایم ، دلبرم اینجاست

بابی قراری ها اگرچه  عمر ، طی شد ، رفت

امّا مرا این بس ، قرار آخرم اینجاست

ازمن نشانی در دل این خاک خواهد ماند

جانم میان آسمانش ، پیکرم اینجاست

+++

این خاک را من دوست دارم ، مادرم  ، اینجاست

ایران من ، این جان ، نه ، از  جان بهترم ، اینجاست


برچسب‌ها: ایران, پرچم, خاک پاک, علم وعرفان, آسمان
شنبه 31 خرداد1393 | 23:52 | احمد فرجی | |

www . night Skin . ir