حرف های من

سروده ها و نوشته ها

 بنام خدا  
                                              کاشکی هستی زبانی داشتی  

                                              تا زهستان پرده ها برداشتی... »
زندگی وی
دکترعبدالعظیم رضایی استاد وتاریخ نویس پرکار که به « پدر تاریخ ایران باستان » شهرت یافته است در دوم فروردین‌ماه سال 1311 خورشیدی در روستای "یبارک" شهرستان شهریار دیده به گیتی گشود و پس از گذراندن دوران ابتدایی در زادگاهش ، دررشته علوم معقول ومنقول از دانشگاه تهران مدرک کارشناسی ارشد  ودررشته ی حسابداری و زبان انگلیسی مدرک کارشناسی را دریافت کرد وهمزمان پزشکیاری و زبان پهلوی را نیز آموخت . در سال 1330به خدمت آموزش وپرورش درآمد .وی مدرک دکترای خودرا در رشته ی ادیان از دانشگاه تهران گرفت . در سال 1385 خورشیدی نیز دکترای افتخاری تاریخ از دانشگاه تاجیکستان به او تقدیم شد.
وی پژوهشگر تاریخ ایران از آغاز تا امروز بود و درباره تاریخ ادیان جهان زرتشت، یهود، مسیح و اسلام تحقیق می‌کرد و آموزش‌های دینی ادیان را می‌سنجید. دکتر رضایی از سال 1327 به مدت 50 سال در دبستان‌ها، دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها تدریس کرد. عبدالعظیم رضایی، همچنین بیش از 70 عنوان کتاب در حوزه تاریخ به رشته تحریر درآورده و سال‌ها نیز استاد دانشگاه شهید بهشتی در رشته تاریخ بود.
از رضایی که سال‌ها سمت استادی رشته ی تاریخ دانشگاه شهید بهشتی را بر عهده داشته ، بیش از ۷۰ جلد کتاب، بر جای مانده‌است که کتاب ۴ جلدی تاریخ ده هزار ساله ایران از مهم‌ترین آن‌هاست.
آثاروی
 از آثار وی « مجموعه 12 جلدی گنجینه تاریخ ایران از باستان تا دوره قاجاریه » ، « 12 هزاره پویندگی و پایندگی ایرانیان » و « پیام‌های والای زرتشت به جهانیان »  ، « تاریخ ده هزار ساله ایران » ، « گنجینه تاریخ ایران » ،« تاریخ تمدن در فرهنگ ایران» ، « تاریخ ادیان جهان » ، « تاریخ تخت‌جمشید » ، « تاریخ نوروز در گاه‌شماری» ، « اصل و نصب و دین های ایرانیان باستان » ، « انگیزه شکست‌ها و پیروزی‌های ایرانیان باستان در جنگ‌ها » ، « پیشینه ایرانیان و فرهنگ سه هزار تن از بزرگان و نام‌آوران ایران» ، « سرشت و سیرت ایرانیان » ، « زرتشت کیست؟ » و « دین های ایران باستان » را می توان نام برد.
از استاد  کتاب‌هایی دیگری از او با عنوان های « بودا کیست و پیام او چیست؟ » ، « پیام کنفسیوس و دائو » ، « پژوهش در آیین یهود » ، « پژوهش در آیین مسیح » و «جنگ فرهنگ یا همه چیز از همه جا » نیز آماده چاپ بود ، که هنوز منتشر نشده است.
تاريخ ده هزار ساله ايرانبي‌گمان شناخته شده‌ ترين كتابش، مجموعه چهار جلدي «تاريخ ده هزار ساله ايران» است. در اين كتاب، كه بارها تجديد چاپ شد تاريخ سياسي و فرهنگي ايران را از سپيده دم تاريخ تا روزگار معاصر پي گرفت و زمينه‌اي فراهم ‌آورد تا خواننده، نمايي يكپارچه از دوره‌هاي تاريخ ايران به‌دست بياورد و با حوادثي آشنا شود كه بر اين سرزمين گذشته است.
نثر روان و ساده او نيز دشواري خواندن رويدادهاي تاريخي را آسان مي‌سازد و علاقه خواننده را براي دنبال كردن رويدادها بر مي‌انگيزد

مرگ ویوی درسن هفتادوشش سالگی براثر بیماری عفونت خونی روز چهارشنبه   12تیر ماه 1387درگذشت  ودر بهشت زهرا به خاک سپرده شد .روحش شاد و یادش گرامی باد


یک تاسف : 
متاسفم که  فرزندان شهرم  با این مشاهیر اصلا آشنا نیستند ،  در شهری که  که زادگاه آنهاست حتی یک کوچه ، یک خیابان ، یک میدان  به نام این عزیزان نیست .تاریخ این جفا رادرسینه ی خود نگه خواهد داشت  .
منبع : دایره المعارف شهرستان شهریار /احمدفرجی /مشاهیر


برچسب‌ها: دکترعبدالعظیم رضایی, تاریخ, یبارک, استاد, دانشگاه تهران
شنبه 1 آذر1393 | 23:0 | احمد فرجی | |

سر به دیوار می زنم شاید   /   بغض هایم کمی سبک تر شن

سطرسطر تمام خاطره ها /   بانم اشک های من تر شن

می زنم از خودم کمی بیرون / مثل مرغ  مهاجری دلتنگ

آسمانی که سخت بارانی ست / می زند روی شیشه ی دل  ، سنگ  

کوچه را واژه واژه می گردم  /  هیچ انگار ردّ پایی نیست   

وای در غربتی پر از حسرت  /  ما غریبیم و آشنایی نیست

می روم !! تا کجا؟!  نمی دانم  /   درمداری پر از تب تکرار

درسوا لی همیشه بی پاسخ  /    می زند تاولی ، لب تکرار

++++

بازباید که خسته برگردم / با خیال شبانه ی هر شب

گوشه ی دنج و دفتر شعرم /  باز هم با بهانه ی هر شب

سه شنبه 27 آبان1393 | 23:58 | احمد فرجی | |

دوشنبه 12 آبان1393 | 16:8 | احمد فرجی | |

 

نفس می کشم در هوای سکوت

قدم می زنم لابلای سکوت  

پر از تاول سرد فریادهاست

لب زخمی بی صدای سکوت

درین بغض های مکرر گرفت

همه لحظه هایم عزای سکوت

صدا کن مرا تا که در ذهن شب

بماند فقط رد پای سکوت

دعا کن برایم مگر بشکند

تب واژه در انتهای سکوت

بیا رد شو ای دوست ، تا بگذرد

نسیم تو در کوچه های سکوت .

یکشنبه 30 شهریور1393 | 11:29 | احمد فرجی | |

چند کار  /شمال/مرداد93

(1) چراغ قرمز ماند/ و/ دخترک گلفروش خندید

 (2) رد شد / جریمه شد

(3) ماهیگیر / دست تکان می داد / وماهی / درقلاب می رقصید

(4) خوابید / دیگر بیدار نشد / ساعت دیواری .

(5) از دریا که برگشت / مهمان سفره ی شام شد / ماهی ..

(6) جنگل  / که خشکید / ویلایی / سبز شد..

(7) ماهی /  می گریخت / در تور...

(8) باد می خواند / و  / برگ می رقصید...

(9) درخت ایستاده بود / و / تبر ...

(10) غنچه تا خندید / پرپر شد...

(11) باران /  کاسه گدایی اش  / را پر کرد...

(12) تا دستش دراز شد / چراغ سبز شد...

(13) طوفان  / آخرین برگ کتاب درخت را / ورق زد...

جمعه 17 مرداد1393 | 20:42 | احمد فرجی | |

www . night Skin . ir